در گفت‌وگویی صمیمانه با عذرا شهنازی، خواهر شهید محمدرضا شهنازی، از آموزگار جوان و رزمنده‌ای سخن گفتیم که در نوجوانی مسیر علم را با ایمان درآمیخت و در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل به مقام رفیع شهادت نائل آمد.

به گزارش پایگاهخبری ندای فردا  در گفت‌وگویی صمیمانه با عذرا شهنازی، خواهر شهید محمدرضا شهنازی، از آموزگار جوان و رزمنده‌ای سخن گفتیم که در نوجوانی مسیر علم را با ایمان درآمیخت و در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل به مقام رفیع شهادت نائل آمد.

شهید محمدرضا شهنازی، فرزند علی، در تاریخ ۲۰ تیرماه ۱۳۵۰ در روستای اریسمان از توابع شهرستان نطنز دیده به جهان گشود. او از همان دوران کودکی، به علم، اخلاق و دیانت علاقه‌مند بود و همواره آرزو داشت در مسیر تعلیم و تربیت قدم بگذارد.

عذرا شهنازی، خواهر شهید، در این باره می‌گوید: «محمدرضا همیشه عاشق درس و معلمی بود. در دوران تحصیلش در دانش‌سرا، همزمان به تدریس در مدارس ابتدایی می‌پرداخت. علاقه‌اش به آموزش و ارتباط با بچه‌ها مثال‌زدنی بود. با وجود سن کم، نگاهش به معلمی، نگاهی مقدس و مسئولانه بود.»

شهید شهنازی در سال‌های میانی دهه شصت، هم‌زمان با تحصیل در دانش‌سرا، داوطلبانه برای حضور در جبهه اقدام کرد و سرانجام در اسفند سال ۱۳۶۶، در عملیات والفجر ۱۰ و در منطقه حلبچه به شهادت رسید.

محمدرضا، نخستین فرزند خانواده‌ای بود که پس از ده سال صاحب فرزند شده بودند. عذرا شهنازی با یادآوری آن روزها می‌گوید: «محمدرضا با اینکه سن زیادی نداشت، اما رفتارش در خانه مانند بزرگ‌ترها بود. همیشه خوش‌اخلاق، متین و مؤدب بود. نمازش را هیچ‌وقت ترک نمی‌کرد و اگر صبح و ظهر نمی‌رسید، حتماً نماز مغرب را در مسجد می‌خواند. مهربانی‌اش با همسایه‌ها زبانزد بود. یادم هست پیرزنی در روستایمان گوسفند داشت و محمد همیشه داوطلبانه به او کمک می‌کرد. با همه با احترام رفتار می‌کرد، همیشه اول خودش سلام می‌داد.»

او در ادامه می‌افزاید: «من سوم ابتدایی بودم و از مدرسه می‌ترسیدم. محمد برای تشویقم یک روز برایم خمیردندان و مسواک خرید و گفت این جایزه‌ات است، اگر با شجاعت به مدرسه بروی! همان کار کوچک باعث شد به مدرسه علاقه‌مند شوم. واقعاً رفتارش فراتر از سنش بود.»

شهید محمدرضا شهنازی، پیش از رفتن به جبهه، در مدارس ابتدایی تدریس می‌کرد. او در شهر هرند و در مدرسه‌ای در کوهپایه اصفهان به عنوان معلم ابتدایی فعالیت داشت. خواهرش درباره روحیه معلمی او می‌گوید: «محمدرضا همیشه در بین بچه‌ها محبوب بود. درس را ساده و با عشق توضیح می‌داد. دانش‌آموزان به او علاقه زیادی داشتند چون می‌دانست چطور با مهربانی آموزش دهد. با این‌که جوان بود، اما احترام و ادب خاصی در گفتار و رفتار داشت که همه را جذب می‌کرد.»